۱۴۰۵.۰۷.۱۸

نویسنده مجموعه «ساختمان تقریبا عادی شماره نهم» گفت: «من به یک تفکر باور دارم. اینکه زندگی روزمره گاهی عجیب و غریب است و گاهی عجیب و غریب بودن زندگی روزمره، عادی است. رمان هایم با تکیه بر این باور، نوشته شده‌اند.»

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، مجموعه سه جلدی «ساختمان تقریبا عادی شماره نهم» نوشته فاطمه رسولی، ماجرای بچه‌هایی است که در یک ساختمان ظاهرا معمولی زندگی می‌کنند. بچه‌هایی با ویژگی‌ها، ضعف‌ها، ترس‌ها، شیطنت‌ها و مسئله‌های خودشان. اما خیلی زود معلوم می‌شود که ساختمان شماره نهم آن قدرها هم که به نظر می‌رسد معمولی نیست.

دنا، ترنج و روشنا در جریان اتفاق‌هایی غیر منتظره وارد ماجراهایی می شوند که هر بار بخشی تازه از ساختمان و خودشان را برایشان آشکار می‌کند. هر جلد این مجموعه قصه مستقلی دارد، اما رازها و اتفاق‌های سه کتاب به تدریج به هم وصل می‌شوند و تصویر بزرگ‌تری از جهان ساختمان شماره نهم می‌سازند.

به بهانه انتشار این مجموعه با فاطمه رسولی درباره شکل گیری «ساختمان تقریبا عادی شماره نهم»، شخصیت‌ها، جهان داستانی آن و نگاه او به ادبیات کودک و نوجوان گفت‌وگو کرده‌ایم.

سه بچه و یک ساختمان که بهتر است خیلی به ظاهرش اعتماد نکنیم

فاطمه رسولی درباره این مجموعه گفت: این مجموعه در سه جلد منتشر شده است. جلد اول « یک مادربزرگ عجیب و غریب»، جلد دوم «یک قلب عجیب و غریب» و جلد سوم «یک مدرسه عجیب و غریب» است. قصه در یک ساختمان کاملا معمولی شروع می‌شود. البته احتمالا اگر از اهالی ساختمان بپرسید، آنها هم اول همین را می‌گویند. یک ساختمان چند طبقه با خانواده‌هایی که زندگی عادی خودشان را دارند. مدرسه می‌روند، با هم دعوا می‌کنند، دوست می‌شوند، حوصله‌شان سر می‌رود، می‌ترسند و اشتباه می‌کنند. اما کم کم معلوم می‌شود بعضی چیزها در این ساختمان آن قدرها هم عادی نیست. شخصیت‌های اصلی قصه دنا، ترنج و روشنا هستند. برای من مهم بود که بچه‌ها قبل از هر چیز، خودشان را در این شخصیت‌ها پیدا کنند. یعنی خواننده بتواند یک جایی بگوید این یکی یک کم شبیه من است یا شبیه دوستم است.

اگر نقطه ضعفت تبدیل به قدرتت می شد چه قدرتی داشتی؟

رسولی درباره شخصیت‌های مجموعه اضافه کرد: یکی از چیزهایی که از همان ابتدا برایم اهمیت داشت، رابطه میان ویژگی‌های شخصیت‌ها و قدرت‌هایی بود که به آنها اهدا می‌شود. قدرت‌ها در این داستان فقط یک اتفاق هیجان انگیز نیستند. به خود شخصیت و رشد او مربوطند. گاهی چیزی که در زندگی عادی ممکن است ضعف به نظر برسد، در شرایط دیگری می‌تواند تبدیل به یک توانایی شود. اگر یکی از چیزهایی که فکر می‌کنی نقطه ضعفت است تبدیل به قدرتت می شد، چه قدرتی پیدا می کردی؟ این برای من سوال جذابی بود و هنوز هم هست. پس سعی کردم با نوشتن یک قصه به یک جواب برایش برسم. هرچند این سوال، جواب‌های متعددی دارد.

علاقه به امر شگفت در دل زندگی معمولی

رسولی با اشاره به علاقه خود به ادبیات گمانه‌زن و فانتزی گفت: من ادبیات گمانه‌زن را دوست دارم و یکی از حوزه‌های مطالعاتی من است. در «ساختمان تقریبا عادی شماره نهم» نمی‌خواستم یک جهانی خیالی خلق کنم. امر مهم‌تر برای من این بود که امر شگفت وارد همان زندگی آشنا شود. یعنی بچه مدرسه می رود. با جوش‌های صورتش درگیر است. پدر بداخلاق یا خوش خلاق دارد، همسایه دارد، ممکن است با دوستش قهر کند یا تکلیفش را انجام نداده باشد و... حالا درست وسط همین زندگی، یک اتفاق کاملا غیرعادی هم برایش بیفتد. این ترکیب برایم جذاب است. چون زندگی واقعی هم همیشه آن قدر مرتب و قابل پیش بینی نیست که دوست داریم وانمود کنیم.

عجیب و غریب بودن زندگی روزمره عادی است

نویسنده «ساختمان تقریبا عادی شماره نهم» درباره یکی از ایده‌های اصلی مجموعه گفت: در یک جلسه نقد، کسی گفت کلمه های «عادی» و «عجیب و غریب» در کتاب زیاد تکرار شده‌اند. فکر کرده بودند مشکل از ویراستاری کتاب است. من گفتم خب بله، چون حرف اصلی کتاب دقیقا همین جاست. ما در زندگی با اتفاق‌هایی روبه رو می شویم که انتظارشان را نداشته‌ایم. بعضی خوبند، بعضی بدند و بعضی را اصلا نمی‌فهمیم. من دوست داشتم این نگاه در خود ماجرا باشد، نه اینکه کتاب تبدیل به توضیحی درباره آن شود.

قرار نیست کتاب جای کلاس درس را بگیرد

رسولی درباره تجربه خواندن این مجموعه گفت: خیلی برایم مهم بود که بچه‌ها هنگام خواندن این کتاب خوش بگذرانند. دوست داشتم با شخصیت‌ها بخندند، نگران شوند، حدس بزنند، بترسند و هیجان زده شوند و در نهایت یک ماجراجویی را تجربه کنند. به نظرم داستان قبل از هر چیز باید لذت بخش باشد. قرار نیست بچه کتاب را باز کند که یک کلاس درس دیگر داشته باشد. مدرسه هست.

نویسنده مجموعه رمان سه جلدی ساختمان تقریبا عادی شماره نهم، توضیح داد: البته این چیزهایی که من الان دارم درباره‌شان حرف می‌زنم، قرار نیست به همین شکل وارد قصه شوند. خواننده کودک و نوجوان باید موقع خواندن داستان، آنقدر از لذت غرق داستان شود که وقتی کسی صدایش می کند، نشنود. اگر خواننده‌ای بگوید موقع خواندن قصه من همچین چیزی را تجربه کرده، از شدت خوشحالی، دور افتخار می زنم.

او افزود: من دوست دارم کودک بعد از خواندن این قصه حس کند زندگی روزمره هم می تواند ماجراجویی داشته باشد. شاید یک ساختمان معمولی، یک مدرسه معمولی یا حتی یک روز معمولی، اگر خوب نگاهش کنی، آن قدرها هم معمولی نباشد.

«ساختمان تقریبا عادی شماره نهم» قصه‌ای از عجیب بودن زندگی روزمره

قصه باید قبل از پیام کار خودش را بکند

رسولی درباره دغدغه‌های معنایی کتاب توضیح داد: طبیعتا وقتی داستان می‌نویسم، چیزهایی برایم مهم است. دوستی، انتخاب، مسئولیت و رابطه آدم‌ها با هم. برایم مهم است بچه‌ها ببینند قدرت فقط این نیست که خودت قوی باشی. گاهی قدرت این است که بتوانی کنار دیگری بایستی. اما این‌ها نباید جلوی قصه راه بروند و پرچم دستشان بگیرند. خواننده کودک و نوجوان، اول باید درگیر ماجرا شود. باید نگران شخصیت شود. باید حدس بزند. باید بخندد. شاید یک جا حرصش هم بگیرد. اگر بعد از همه این‌ها چیزی هم از دل قصه با او بماند، برای من ارزشمند است. من دوست ندارم خواننده کتاب را ببندد و بگوید «پیام این داستان این بود که...» ترجیح می‌دهم بگوید «صبر کن ببینم، یعنی اگر من جای دنا بودم چه کار می‌کردم؟» یا اینکه یک بخشی از داستان را برای خواهرش، مادرش، دوستش یا پدرش بخواند و بگوید: این دقیقا تویی...

راوی ای که گاهی نمی تواند ساکت بماند

این نویسنده درباره شیوه روایت مجموعه گفت: راوی کتاب از آن راوی‌هایی نیست که خیلی مودب یک گوشه بایستد و فقط گزارش بدهد چه اتفاقی افتاده. گاهی با خواننده حرف می‌زند، گاهی سوال می‌پرسد، گاهی توضیح می‌دهد و گاهی هم درباره اتفاقی که افتاده نظر خودش را دارد. این رابطه مستقیم با خواننده برای من مهم بود. دوست داشتم بچه احساس نکند یک نفر از بالا دارد برایش قصه تعریف می‌کند. بیشتر شبیه این باشد که وارد ماجرا شده و یک نفر هم کنار گوشش دارد درباره آنچه می‌بیند حرف می‌زند.

هر جلد یک قصه کامل است اما رازهایی وجود دارد

رسولی درباره سه جلدی شدن مجموعه گفت: از ابتدا برایم مهم بود که هر جلد بتواند روی پای خودش بایستد. یعنی یک ماجرا شروع شود، جلو برود و به پایان برسد. دوست نداشتم خواننده جلد اول را تمام کند و احساس کند نصف قصه را خریده و برای فهمیدن بقیه‌اش مجبور است دو کتاب دیگر هم بخواند. در عین حال، هر سه جلد در یک جهان مشترک اتفاق می‌افتند و اگر هر سه را بخوانید، رابطه‌هایی را می‌بینید که در یک جلد به تنهایی دیده نمی‌شوند. من از این مدل داستان گفتن خوشم می‌آید. هر قصه یک ماجرا دارد، اما پشت سر آن یک جهان بزرگ‌تر هم آرام آرام خودش را نشان می دهد.

این نویسنده در پایان عنوان کرد: «ساختمان تقریبا عادی شماره نهم» هم برای من فقط محل وقوع سه قصه نیست. یک جهان است با آدم‌ها، رابطه‌ها، گذشته، آینده و رازهای خودش. هر سه جلد یک ماجرای کامل را روایت می کنند، اما اگر کتاب سوم را تمام کنید احتمالا احساس می‌کنید ساختمان شماره نهم هنوز رازها و ماجرایی دارد که همه‌شان را برایتان تعریف نکرده‌ام.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha